جنگ رمضان؛ و موقعیت‌های تربیتی

97 بازدید

 

دکتر فاطمه وجدانی، عضو هیئت‌علمی دانشگاه شهید بهشتی، در یادداشتی تخصصی با نگاه به وقایع جنگ رمضان، از ضرورت انتقال آموزش‌ها از محیط‌های انتزاعی به موقعیت‌های واقعی زندگی می‌گوید. او معتقد است مدل‌های نوین تربیتی نشان می‌دهند که یادگیری عمیق و مسئولیت‌پذیری اجتماعی، نه در سخنرانی‌ها، بلکه در دل بحران‌ها و «سر بزنگاه‌ها» شکل می‌گیرد.

متن کامل این یادداشت به این شرح است:

تربیت در ساحت اجتماعی-فرهنگی-سیاسی، علاوه بر آموزش‌های نظری و بحث و گفتگو و ارتقای شناختی، مستلزم تمرین آموخته‌ها در میدان عمل است؛ چرا که بروز رفتار مناسب در هر زمینه‌ای، علاوه بر مبادی معرفتی و عاطفی، در گروی مهارت عملی هم هست.از این رو، فراهم و حتی طراحی کردن "موقعیت"‌های تربیتی، به عنوان بستر و زمینه کسب تجربه، یکی از وظایف مهم هر فردی است که قصد جدی برای تربیت موثر متربیان داشته باشد.

بسیاری از اندیشمندان تربیت، با تأکید بر نقش "موقعیت" در تربیت، معتقدند که متربیان را باید در موقعیت‌های جاری و واقعی زندگی (نه موقعیت‌های شبیه سازی شده) قرار داد تا مسئله‌های واقعی را تجربه کنند، حل آن‌ها را تمرین کنند و پیامدهای رفتارهایشان را درک کنند؛ و همه این‌ها از طریق متن‌خوانی یا سخنرانی حاصل نمی‌شود.
قرار دادن متربیان در موقعیت‌های تربیتی واقعی و حتی‌الامکان مدیریت عناصر موجود در موقعیت، فاصله بین کلاس درس و جامعه را کم می‌کند و متربی را برای کنشگری خردمندانه در زندگی واقعی ورزیده می‌کند.

مدل یادگیری موقعیتی (Situated learning)
علاوه بر ضرورت تمرین عملی، حتی در حوزه شناختی نیز، می‌دانیم آموزش موثرتر زمانی اتفاق می‌افتد که مخاطب بیشترین توجه و اشتیاق را برای درک مطلب داشته باشد. زمانی که متربی نیازی واقعی احساس نمی‌کند، تلاش برای درگیر کردن ذهن او با موضوع، کار دشواری است.
بر این اساس، مدل "یادگیری موقعیتی" (Situated learning) که ريشه در يادگيري تجربي دارد، مبتنی بر این باور است که یادگیری عمیق، در موقعیت و بستر واقعی موضوع اتّفاق می‌‏افتد. مثلاً، آموزش این که مسئولیت‌پذیری اجتماعی چیست، مصادیق آن کدامند، ضرورت آن چیست، چه مشکلات عملی و تزاحم‌هایی ممکن است پیش بیاید، آن مشکلات چگونه باید حل شوند، خرد جمعی و همکاری چگونه کمک می‌کند و ...، بهتر است در موقعیت مشکلات و بحران اجتماعی واقعی آموزش داده شوند. در چنین فضایی یادگیرنده به جای دانش انتزاعی، فعالانه با "مسئله"‌های دنیای واقعی مواجه و درگیر می‌شود، دانسته‌های خود را به کار می‌گیرد و تکمیل می‌کند، تفکر او رشد می‌کند، دانش را در عمل به کار می‌گیرد و کارآمدی راه‌حل‌ها را بررسی می‌کند.

مدل آموزش سر بزنگاه (Just-In-Time Training)

مدل‌های آموزشی-تربیتی زیادی از این مدل یادگیری پشتیبانی می‌کنند. در همین راستا، مدل "آموزش سر بزنگاه" (Just-In-Time Training) مدلی است که به جای آموزش مطالب پیش از زمان نیاز و بدون توجه به فوریت موضوع برای مخاطب، بر رفع نیازهای یادگیرنده، درست در زمان بروز آن تمرکز می‌کند. مربی می‌داند ذهن ما با چیزهای "دیگر"ی که با نیازهای فوری ما ربطی ندارند، درگیر و غرق نمی‌شود (یا به سختی درگیر می‌شود)؛ بنابراین، دقیقاً زمانی که فرد با مسئله خاصی درگیر می‌شود و به دانش (و مهارت) خاصی نیاز دارد، همان موقع، آن دانش (و مهارت) را در اختیار او قرار می‌دهد.
جنگ رمضان به مثابه یک موقعیت تربیتی

با این نگاه، جنگ رمضان موقعیت‌هایی برای رشد اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، آن هم به شیوه "یادگیری گروهی" - که تاثیرگذاری را چند برابر می‌کند- فراهم می‌کند.
برخی از این موقعیت‌ها عبارتند از:

تشکیل و فعالیت در گروه‌های جهادی و همیاری برای کمک به آسیب‌دیدگان.

پرداخت کمک‌های مالی، فکری و تخصصی به آسیب‌دیدگان.

فعالیت در گروه‌های نیازسنجی و شناسایی کمبودها و نیازها.

حمایت همه جانبه از نیروهای نظامی و انتظامی کشور.

و حتی حضور اجتماعی مسئولانه در متن شهر و اعلام حمایت از مسئولان نظام.
همگی این‌ها می‌توانند به مثابه موقعیت‌های تربیتی قلمداد شوند؛ موقعیت‌هایی که در آن، ارزش‌هایی چون:

مردم دوستی، عشق و وفاداری به میهن، کنار نهادن اختلافات جزئی، ترجیح مصالح جمعی و حفظ انسجام اجتماعی، هویت جمعی و یکپارچگی با دیگران، مسئولیت‌پذیری، ایثار و همیاری، استقامت و پشتکار، شجاعت، دوراندیشی، ولایت‌پذیری و اطاعت‌پذیری، دشمن‌شناسی، تولی و تبری، ظلم‌ستیزی و بسیاری ارزش‌های دیگر... فرصت می‌یابند تا به صورت معنی‌دارتر، موثرتر و در دوره فشرده‌تری آموخته و نهادینه شوند.
جمع‌بندی

از این رو، جنگ رمضان در کنار خسارت‌ها و ابعاد ناخوشایندی که هم‌چون هر جنگی می‌تواند در پی داشته باشد - و باید برای به حداقل رساندن آن‌ها تلاش کرد- می‌تواند موقعیت‌هایی کم‌نظیر برای تربیت در ساحت‌های اجتماعی سیاسی باشد و عناصر مهمی از تربیت هم‌چون: مشاهده (الگو گرفتن)، مواجهه، کنشگری تحول‌آفرین و تلاش جمعی را برای نسل نوجوان و حتی کودکان فراهم کند؛ و البته با مدیریت بهتر این موقعیت‌ها، می‌توان اثرگذاری تربیتی آن‌ها را به سطوح بالاتری نیز ارتقا داد.

 

میتوانید این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید: